اينم شماره حساب براي اون دوستاني كه خواستند 0103344461003 سيباي ملي به نام ياسمن رمضاني يا شماره كارت شصت سی و هفت. نود و نه سیزده. هشتاد و نه سی. هشتاد و شش هشتاد و نه -فقط محبت كنيد اگه پولي ريختيد حتما كامنت بزاريد كه بدونم بايد به كدوم خانواده بدم... ممنون.

شمارشگر

بايگانی

درخت پر از سیب ، سیب سبز و زرد که تو دمای ١١۵ درجه در حال پختن هستن، هوا خیلی گرمه خیلی … کلاه حصیری نگار رو میگذارم رو سرم تا نور خورشید بیش از این آزارم نده میرم کنار درخت و شروع میکنم به چیدن سیبها و یک ساعت بعد عطر خوش مربای سیب با هل فضای خونه رو پر میکنه … دایی از در که میاد تو میگه وای بوی خونه های ایرانی میاد. میگم با سیبهای تو حیاط مربا پختم … این روزها کارهابی رو میکنم که روحم رو پالایش میده …

من برگشتم

نمیدونم چی شد دستم به یه دکمه خورد و ناگهان همه چی پرید … نه هیستوری نه نوشته ای … حاصل بیش از ١۴ سال نوشتنم . دست هام میلرزید انگار بچه ام رو گم کرده باشم . دیر وقت بود مسیج زدم به مریم خواهرم همون که سایت رو راه اندازی کرده بود. گفت حلش میکنه همش امید میداد که درصد پریدن اطلاعات کمه. هر بار ریفرش میکردم فقط یه پست بود! و یه ایمیل برام اومد و تبریک برای وبسایت جدید… تا فردا ظهر که مریم بتونه مطالب رو بازیابی کنه صد بار مردم و زنده شدم و حالا دوباره برگشتم … سعی میکنم به شکرانه این اتفاق اگه هر شب نشد حداقل هفته ای دو سه شب بنویسم .. ممنون از مبینای عزیزم که با مسیجش یادم آورد که چه تعهدی به نوشتن دارم ❤

رهایی

مربی میگه باید ذهنت رو از فکر خالی کنی باید با إحساست زندگی کنی. نباید بزاری فکرهای مزاحم تو رو در دست خودشون بگیرن ، یاسمن خودت رو رها کن از حصار فکر… زندگی کن، بزار تجربه کنی، بزار رهایی، دانش تجربه کردن رو به آگاهیت أضافه کنه، نگاهش میکنم وجودش آنقدر از آرامش لبریزه که ناخودآگاه به اون همه آرامشش حسودیم میشه… دلم میخواد تمام فکرهای تنش زا بخار شن و از ذهنم برن بیرون دلم میخواد خودم رو بسپرم به امواج دریای زندگی و از برخورد آب این دریا با تنم لذت ببرم، گرمای شیرین آفتاب تنم رو غلغلک بده … دلم میخواد رهایی رو در آغوش زندگی تجربه کنم ….