حتی تصور دیدن بچه هایی که شاهد کتک خوردن مادر مظلومشون توسط پدر وحشی شون هستند حالمو بد میکنه. واقعا مردی که زن مظلوم و بی دفاعشو کتک میزنه عین یه حیوون بهش لگد میزنه، موهاشو میکشه و با مشت تو سرش میکوبه چه تصوری از خودش ، بچه هاش ، زندگی زناشوییش، همسرش [...]
این اولین بار نیست که بدقولی میکنه تو این یه سال و نیم اخیر که بیشتر بهم نزدیک شده هر بار قراری گذاشتیم حداقل دو ساعت دیر کرده و بعدم هر چی به خونه اش یا موبایلش زنگ میزنی گوشی رو بر نمیداره!!!! و برای منی که سر هر قرار نیم ساعت زودتر میرسم [...]
من اصولا آدمی هستم که هر کاری رو به خاطر دل خودم میکنم. هر بار دلتنگ کسی بشم بهش زنگ میزنم بدون توقع از این که منتظر باشم تا تلفنمو جبران کنه و هر بار حس کنم که نیاز دارم تا عشقم رو نثار کسی کنم نثارش میکنم تا لبریز شم از حس ناب [...]
وقتی بردنش تو اتاق عمل انگار روحم هم باهاش رفت… چقدر خوشم اومد از بیمارستان خاتم. سردر هر بخشش با نئون سبز یه دعا نوشته… حتی سر درد آسانسورها. بخواه تا اجابت کنم….
و من با همه وجودم خواستمش…. بابا رو بغل کردم و تو بغل هم اشک ریختیم. امیدم به دعای قلبهای مهربونتون [...]
خدای مهربونم…با قلبی لبریز عشق و امید دستهای ناتوانم رو به سمت تو که مهربون و قدرتمند و با شکوهی دراز میکنم…
خدای نازنینم تو رو قسم میدهم به بزرگی و شکوه خورشیدت که نور گرمی بخششو از ما دریغ نمیکنه… به آبی آسمونت، به ماه مهربونت که شبهای تاریکمونو بی دریغ روشن میکنه … به ابرهای سخاوتمندت [...]
تو مطب دندانپزشکی هستم که بهم زنگ میزنه. میگه: یه خانومی اومده اینجا ازمون کمک میخواد برای شیمی درمانی. میگم: معتاد نیست؟ میگه: نه بابا تموم موهاش ریخته زیر ناخنهاش کبوده و جای جراحی شم بهم نشون داده تو میگی چکار کنیم؟ تو دادن پولش مشکلی نداریم اما نظر تو چیه؟میگم: شماره منو بهش بده [...]