داره تند و تند ابروی خانومی رو که زیر دستش نشسته بر میداره… میگم: من تصمیم گرفتم موهامو شرابی کنم به نظرت چه رنگی بزنم؟ میگه: نه شرابی نکن! اگه بخوای مش کنی نمیشه ها. میگم: نه حالا حالا نمیخوام مش کنم … جوابی نمیده… چند لحظه [...]
|
||||||
|
داره تند و تند ابروی خانومی رو که زیر دستش نشسته بر میداره… میگم: من تصمیم گرفتم موهامو شرابی کنم به نظرت چه رنگی بزنم؟ میگه: نه شرابی نکن! اگه بخوای مش کنی نمیشه ها. میگم: نه حالا حالا نمیخوام مش کنم … جوابی نمیده… چند لحظه [...] در اولین کیسه رو که باز میکنم اونقدر حالم گرفته میشه که تکیه میدم به دیوارو میشینم رو زمین.. با نا امیدی در دومین کیسه رو باز میکنم… و سومین و چهارمین کیسه… یاد تلفنش میفتم. وقتی بهم زنگ زد گفت پدر و مادرم از ایران رفتن… [...] سه شنبه صبح شمال… توی کلینیک زیر دست پزشک عمومی… من: ببخشید آقای دکتر ممکنه گوشم که انقدر کیپ شده دلیلش جرم باشه و این که این چند روز رفتم تو استخر؟
نمیدونم چرا این روزا اینطوری شدم دوست دارم بیشتر ببینمشون… دوست دارم بیشتر کنارشون باشم… بیشتر تو چشمای مهربونشون نگاه کنم…. دستای بخشنده شونو تو دستام بگیرم و اونا فقط حرف بزنن و من فقط شنونده باشم. از خاطرات شون بگن و من با تصور روزهای کودکیشون [...] |
||||||
|
Copyright © 2010 - All Rights Reserved |
||||||