با بغض میگه میشه یه مسکن بدبد؟ خیلی درد دارم.
مسکن رو بهش میدم و میگم: برو تو نماز خونه دراز بکش. میخوای به مامانت زنگ بزنم بیاد دنبالت؟ میگه نه… ده دقیقه بعد بچه ها صدام میکنن. از درد [...]
|
||||||
|
با بغض میگه میشه یه مسکن بدبد؟ خیلی درد دارم. مسکن رو بهش میدم و میگم: برو تو نماز خونه دراز بکش. میخوای به مامانت زنگ بزنم بیاد دنبالت؟ میگه نه… ده دقیقه بعد بچه ها صدام میکنن. از درد [...] چشمامو میبندم و فکر میکنم. چقدر … چقدر زندگیمو دوست دارم… نگاهمو از لای چشمام میدوزم به برگهای سبزی که توی گلدونهای زیبای سفید دارن خودنمایی میکنن… سبز سبز.. زنده و با طراوت… چقدر دوست دارم این گلها رو… یادم میاد زمان دانشجوییم یه گل داشتم که [...] تو صداش شادی موج میزنه میگه بلاخره یکی دیگه از کلاهبردارها رو هم گرفیتم. میگم خدا رو شکر. چجوری؟… میگه: با دست خالی!!!! باورت میشه که روز جمعه حکم جلب هم داشتیم خونه کلاهبرداره رو هم پیدا کرده بودیم خود طرف هم خونه بود رفتیم کلانتری مامور بگیریم گفتن [...] شده گاهی دلت عین یه آسمون ابری بگیره؟ اونقدر که حس کنی هر چقدر بباری سبک نمیشی؟ نه… شده تا حالا حس کنی یه حرف یه نگاه یا یه جمله کاسه نازک و بلور دلتو طوری شکسته که دیگه هیچ چینی بند زن ماهری هم نمیتونه بندش [...] کلافه و عصبانی از این که شهرداری واقعا مسخره کرده زنگ میزنم واحد زیبا سازی و مشکلمو میگم. موبایل یه آقایی رو که مسئول این کاره بهم میدن… بار اول کسی گوشی رو برمیداره و میگه حاج آقا رفتن جایی چند دقیقه دیگه میان لطفا دوباره زنگ بزنید. [...] |
||||||
|
Copyright © 2010 - All Rights Reserved |
||||||