با قاشق میزنم پشت پوست سرخ انار و دونه های انار که از محکم خوردن قاشق دردشون گرفته میفتن تو کاسه… شایدم از این که از اون جای تاریک اومدن بیرون خوشحالن… نگاهم که به دونه های انار میفته خاطرات دوران نوجوونی برام [...]
|
||||||
|
با قاشق میزنم پشت پوست سرخ انار و دونه های انار که از محکم خوردن قاشق دردشون گرفته میفتن تو کاسه… شایدم از این که از اون جای تاریک اومدن بیرون خوشحالن… نگاهم که به دونه های انار میفته خاطرات دوران نوجوونی برام [...] یادمه اون قدیما که 16… 17 ساله بودم شبا که بابا تو باغ بود و ما کارش داشتیم با دوچرخه میرفتم تو باغ دنبالش… هنوزم چشمامو که میبندم گرمی باد تابستونو رو گونه هام اون موقعی که رکاب میزدم تا به گلخونه ها [...] به این باور رسیدم که برای رسیدن به آرزوهای بزرگ و کوچکت کافیه که تموم تلاشتو بکنی تا آرزوهای ریز و درشت دیگران رو برآورده کنی…. خدا پدر آلودگی هوا رو بیامرزه چون من الان تو آغوش گرم پدر و مادر در هوای دل انگیز شمالم… جای همه خالی… مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه میرفت… مرد [...] امروز میخوام قاطی پاطی بنویسم… نمیدونم چرا فکر میکنم همه کارهایی که این یه هفته برای مانور زلزله کردم مسخره و بیخوده! از زدن پوسترهای تبلیغاتی گرفته تا نمایش فیلم و سی [...] آخی بلاخره اشکان شیطون خوابش برد! راستش یه هفته ای میشه که اشکان کوچولو سرما خورده و یه کم بدقلقی مییکنه… نگارم تو امتحاناشه و خیلی مشغول درس خوندنه سرما هم خورده! گچ پاشم که باز کرده خوب نمیتونه راه بره… … خودمم [...] |
||||||
|
Copyright © 2010 - All Rights Reserved |
||||||