صدای فریادش تو راه پله ها میپیچه…. نه! بلند تر بگو صدات نمیاد… چی؟ صدات قطع و وصل میشه… آره به موبایل زنگ زدی…. قربان تو… پس می بینمتون… چند ساعت بعد دوباره همه تو آپارتمان ناخواسته نصف دیالوگ های رد و بدل [...]
|
||||||
|
صدای فریادش تو راه پله ها میپیچه…. نه! بلند تر بگو صدات نمیاد… چی؟ صدات قطع و وصل میشه… آره به موبایل زنگ زدی…. قربان تو… پس می بینمتون… چند ساعت بعد دوباره همه تو آپارتمان ناخواسته نصف دیالوگ های رد و بدل [...] توی تاکسی خانمی که جلو نشسته به راننده میگه این کمربندتون چطوری بسته میشه؟ و راننده که معلومه سالهاست کسی کمر بند پیکانشو استفاده نکرده وسط خیابون می ایسته و دولا میشه کمربندو برای خانوم میبنده بیخیال از این که یه عالمه ماشین به [...] یه شیر کاکائو باز کردم بخورم که میاد تو… میگه یاسمن جان یه آمپول دارم میزنی؟ میگم: پنی سیلین که نیست؟ آخه یادش به خیر دکتر خویی استاد داروشناسی مون میگفت فقط [...] مشغول مرتب کردن خونه هستم اما ذهنم همش مغشوشه… با خودم میگم یعنی زنگ میزنه؟ ….. یعنی تماس میگیره؟…. یه حسی بهم میگه آره منتظر باش باید صبور بودنو یاد بگیری چند ماهه به دنیا اومدی؟..
مستأصل و ناامید تکیه داده به کمدهایی که توش پرونده های بچه هاست… دستش رو به خاطر دندون دردی که دو سه هفته ای هست آزارش میده از روی لپش بر نمیداره. اشک داغ از رو گونه های از شرم سرخش می غلطه [...] با خودم فکر میکنم واقعا چه عاملی باعث میشه که یه دختر دبیرستانی ندونه که پدرش چند سالشه/ فقر؟ مشکلات خانوادگی؟ غم و غصه؟ بی اهمیت بودن؟…. فکر میکنم ما تا شماره شناسنامه بابامونم حفظ بودیم! دونه دونه بچه ها رو میخوام تا [...] بعضی از آدما وقتی بهشون محبت میکنی کم کم یا یهو! امر بهشون مشتبه میشه که وظیفته و دیگه اگه یه کمی مثل این همکار نازنین ما روشون زیاد باشه فکر میکنن که تو اصلا جزو زیردستاشونی یا گماشته شون! واقعا چرا [...] |
||||||
|
Copyright © 2010 - All Rights Reserved |
||||||