اينم شماره حساب براي اون دوستاني كه خواستند 0103344461003 سيباي ملي به نام ياسمن رمضاني يا شماره كارت شصت سی و هفت-نود و نه ده- پنجاه و پنج چهل و هشت-هفتاد و هفت شصت و هفت -فقط محبت كنيد اگه پولي ريختيد حتما كامنت بزاريد كه بدونم بايد به كدوم خانواده بدم... ممنون.

شمارشگر

بايگانی

شیرینی عید

چند روزی بیشتر به سال نو و تولدم نمونده… وای چقدر دلتنگ این مسافرتم… ما اگه خدا بخواد سه شنبه ظهر میریم شمال که چهارشنبه سوری رو هم شمال باشیم… بقیه یعنی دو تا خواهرای دیگه هم تا قبل از عید میان. نگار [...]

بدقولی!!!

اه چقدر بدقولی بده. به نظر من تو هر صنفی که باشی چه باسواد باشی چه بی سواد باید خوش قول باشی. من خودم ندرتا مگه اتفاق خاصی افتاده باشه که به قولم عمل نکرده باشم یا این که سر قراری دیر رسیده [...]

معلم قران یا مبلغ دروغ؟

زنگ قران

معلم قران: چرا دیر اومدید سر کلاس؟

نگار: خانوم مبصر کلاس دومی ها بودیم.

محرابی در میان جنگل…

دو سال پیش تابستون رفته بودیم شمال. یه روز پسر عموم که ۶ سالی از من کوچکتره با خانومش اومدن دنبالمون و به اصرار گفتن بریم اسب چین دریاچه ببینیم. من معمولا وقتی میریم شمال دوست دارم همش تو خونه مون باشم انگار خونه با تداعی خاطرات کودکیم بهم آرامش میده ولی با اصرار اونا [...]

سانی و مهرداد…

امروز فقط میخوام برای سانی بنویسم… سانی قشنگم که با روحیه عالی که داشت به همه انرژی میداد. سانی ام اس داره… نمیدونم چه اتفاقی افتاده که انقدر نا امید شده امروز که رفتم وبلاگشو بخونم دیدم پشت کلماتش پر از انرژی های منفیه پر از ضعف و [...]

خونه تکونی دلها!!!

عید نزدیکه باورم نمیشه که سال ۸۳ به این زودی تموم شد دیشب با خودم فکر میکردم سال ۸۳ تموم شد و من تو این سال چه کردم؟ چقدر به حال دیگران مفید بودم؟ چند تا دل رو شاد کردم؟  جند تا دل رو شکوندم؟به چند نفر که [...]

فرشته ای به نام نگار….

نمیدونست از کجا بنویسه… یا از چی بنویسه که همه رو خوشحال و راضی کنه… دو شب بود که به خاطر تب فرزندش خوب نخوابیده بود… خدا رو شکر که تا شیش ماه دیگه لازم نبود که بهش واکسن بزنه….نزدیک عید بود و هزار کار نکرده داشت. خریدهای [...]

مادر یا زندانبان؟

به خدا نمیدونم چکار کنم. تو این دنیایی که انقدر نا امنیه که من که یه زن ۳۷ ساله هستم وقتی میرم بیرون باید دو تا چشم دارم دو تا دیگه هم قرض کنم… تو این دنیایی که هر کسی با هر شکل و شمایل میتونه دزد باشه [...]

سقاخونه ای که غریبانه زیر پا له شد…

از محل کارم که میام خونه سر راهم یه سقا خونه است… یه گودی توی دیوار با کاشی های سفید و یه شمائل از حضرت عباس …  این سقا خونه بیش از ۷۰ سال قدمت داره  و میگن یکی از پر طرفدارترین سقاخونه های تهرونه که خیلی حاجت [...]

جوابی برای شیرین…

شیرین عزیزم سلام …اولا خوشحالم که یه اتفاق باعث شده که تو با وبلاگ من آشنا شی… که البته این اتفاق هم حتما بی دلیل نبوده. تو اومدی تا منو به اشتباهاتم واقف کنی… عزیز دلم راست میگی … من خودم توی یکی از پستهام نوشتم که نباید [...]